تبليغاتX
کلبه کوچک دو عاشق







کلبه کوچک دو عاشق

شروعی تازه

سلام دوستای گلم

ببخشین خیلی وقته اپ نکردم.اخه تو شرایط خوبی نبودیمچند بار باهم دعوا کردیم.چند بار قصد جدایی کردیم ولی همش رو عصبانیت بود چون هیچ کدوم دووم نیووردیم تصمیم گرفتم یه هفته دوتایی فکر کنیم بعد این یک هفته محمدم تصمیمشو گرفت میخواد به همه قولایی که بهم داده عمل کنه میخواد بهترین زندگیو باهم تجربه کنیم

میخوایم قدر همدیگرو بیشتر بدونیم .زندگیمونو با مشکلات الکی تلخ نکنیم .واقعا بچه ها هیچ کدوم از بحثامون منطقی نبود

فقط نتیجش حرفایی شد که اگه زده نمیشد بهتر بودما میخوایم دوباره شروع کنیم.این دفعه بیشتر از قبل قدر همو میدونیم

از خواهر محمدم کمک خواستم واقعا اندازه خواهرم دوسش دارم

 بازم واسمون دعا کنین

بذارین یه چی بگم حرص محمد دارم اساسی تا به شمام نگم عقدم خالی نمیشهمحمدا رفته به خواهر بزرگیشم  در مورد رابطمون گفته

ای خدااااااااااااااااااااااااااا  اخه چی بگم به محمد؟هان؟شما بگین

من وقتی پریشب گفت  این شکلی شدم

برو خدارو شکر کن اقا محمد دم دستم نبودی .

چه کنم میترسم .نمیخوام این موضوع بین همه گفته بشه.درسته من خواهرشو نمیشناسم ولی مطمئنم مشکلی پیش نمیاد فقط نمیخوام دیگه کسی بدونه (دلداری پلیز)

مطلب گذاشتم راجع به نشانه های خانواده خوشبخت بخونین حتما

راستی اهنگ وبمو خیلی دوست دارم

واسه محمد:甜蜜的表情MSN表情图片405

عزیز دلم به حرفات اعتماد کردم.میدونم از عهده همش بر میای میدونم که ناامیدم نمیکنی

طبیعی ترین شکل خانواده اینست که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و بین زن و مرد جدایی بیندازد

۱.در بین اعضای خانواده جمله به من چه و به تو چه ردو بدل نمیشود چراکه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند

۲.افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمیکنند

۳.تا جایی که امکان دارد باهم هستند و کارهای مربوط به خانواده تنها نمیروند

همدلی همکاری همفکری هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت میدانند

۴.باهم اتحاد دارند و در مسائل مختلف با گفتگو به تفاهم میرسند و اگر سوء تفاهمی پیش امد ان را درون خود بدون اینکه کسی بفهمد حل میکنند

۵.به سلیقه ها و عقاید یکدیگر اگاه بوده و به ان احترام میگذارند

۶.نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشون رو بیان میکنند

۷.به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص جلوتر نمیروند

۸.نگران سلامت روحی و جسمی هم هستند

۹.لحظات خوشی که باهم داشتند را مرور میکنن به دنبال خاطرات تلخ نیستند.دوست دارند همیشه در خوشی و شادی زندگی کنند

۱۰.برای اقوام و همسایه ها اهمیت قائل هستند و پذیرای فامیل یکدیگرند

۱۱.از امور مالی هم خبر دارند و چیزی را پنهان نمیکنند.صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی انهاست

۱۲.برای رشد و پیشرفت هم تلاش میکنند

۱۳.هیچ کس خود را برتر از دیگری نمیداند.دیکتاتوری زور و قدرت طلبی حاکم نیست

۱۴.همه اعضا احساس موفق بودن امید داشتن میکنند

۱۵.در کنار هم احساس ارامش میکنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری

۱۶.علاقه عشق محبت صفا و یکدلی خود را در رفتار و گفتار به یکدیگر ابراز میکنند

۱۷.از هم انتظار و توقع بیجا ندارند

۱۸.اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر میکنن و به دنبال مقصر نمیگردند

۱۹.هریک پیوسته به فکر خوشحال کردن و راضی نگه داشتن دیگریست

۲۰.زن و شوهر به خاطر هم زندگی میکنند.اول خود بعد دیگران

۲۱.زن و مرد میتوانند هرروز به دنیای اختصاصی هم نزدیک شوند کار به مسائل خصوصی دیگران ندارند

۲۲.با درخواست های هم برخورد مثبت و منطقی دارند

۲۳.زن و مرد در کنار هم هستند نه رو در رو و رقیب هم

۲۴.تلاش میکنند بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 21:54 توسط مریم |

و مي داني که عشقي هست

 آن زمان که عاشق مي شوي...

و آن زمان که عاشق مي شوي
و باور داري کسي که تو را دوست دارد


و در آن شبهاي سرد و يخبندان با تو مي ماند..
در آن لحظات مي فهمي دوست داشتن چقدر زيباست ......


و آن زمان که کسي در فراسوي خيال تو نيست
و تو تنهاي تنها در جاده هاي برهوت زندگي قدم مي زني


تنها اوست که به تو
آرامش خيال مي دهد.....

 سلام دوستای خوبم

تو ادامه مطلب یه عالمه حرف دلمو گذاشتم.یه عالمه از خدا گله کردم

ولی همش پرید.منکه میگم بیجهت نیست بیخیال شدم

بچه ها واسم دعا کنین فقط.خیلی دعا کنین

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 13:29 توسط مریم |

فدای مریم مهربونم بشم

دوست دارم عزیز دلم

این جمله ایه که میخوام صبح تا شب بهت بگمآخه عزیزه دلمی قربونت برم

خیلی وقته نتونستم بیام اینجا

می دونم اینقد فهمیده ای که درکم میکنی

قربونه فهمو درکت شم هستی من

آره وقت واسه استراحت زیاده

فقط کنار تو میخوام آرامشو احساس کنمتو که باشی دو دنیام بهشته

دستای مهربونتو از همینجا میبوسم

خاکه پاتم خانومی


+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:8 توسط محمد |

از مشهد برگشتم

سلاااااااام دوست جونای خودم大眼綠豆MSN表情图片10

خوش میگذره با درس و مشخ؟ 大眼綠豆MSN表情图片20بگین به به عالیه大眼綠豆MSN表情图片18

من یه دخمل خوب و حرف گوش کن درسامو شروع کردم.大眼綠豆MSN表情图片4 تازه کلاس زبانم اسم نوشتم.۲روز تو هفته میرم大眼綠豆MSN表情图片5

گناه محمد چی همه اصرار کرد قوبونش برم اینقده ماهههه大眼綠豆MSN表情图片13

راستیییییییییییییییییییییییییییییییی大眼綠豆MSN表情图片18

از مشهد برگشتم大眼綠豆MSN表情图片16

یعنی از جمعه برگشتم.اینقده خوش گذششششششششششششت.大眼綠豆MSN表情图片13دعا کنین دفعه بعد با محمدم باشم.大眼綠豆MSN表情图片15

یادتونه گفتم ۸.۸.۸۸ میخوایم شرایطو جور کنیم؟大眼綠豆MSN表情图片6

هیچی نشد دیگه大眼綠豆MSN表情图片7.اینقده ناراحتیم大眼綠豆MSN表情图片21 هنوز زوده

وقتی میشنویم یکی عروسیش اون روزه 大眼綠豆MSN表情图片25دلم میگیره大眼綠豆MSN表情图片19

الهی درد بگیره این ایرانسل.大眼綠豆MSN表情图片22از صبح تاحالا قاطیه大眼綠豆MSN表情图片1 اه اه

کلاسامونم این ترم بیشترش باهمه.大眼綠豆MSN表情图片13از همه مهم تر یه کلاسش بین بچه ها فقط ما گرفتیم.大眼綠豆MSN表情图片9اصلاندشم تابلو نیست که大眼綠豆MSN表情图片11大眼綠豆MSN表情图片4

بچه ها که میپرسن فلانی این درسو گرفته منم یعنی از همه جا بیخبر大眼綠豆MSN表情图片7: ...‌‌إإإإإإإإإ راست میگین؟大眼綠豆MSN表情图片12 چه جالب大眼綠豆MSN表情图片11

اخ محمدمو که میبینما دیگه هیچی نمیخوام.大眼綠豆MSN表情图片15کی بشه این دوریامون تموم بشه大眼綠豆MSN表情图片14

محمد جونم اینقده لاغر شده.大眼綠豆MSN表情图片21از صبح تا شب سر کاره.大眼綠豆MSN表情图片6هرچی میگم مواظب خودت باش میگه بعدا میشه استراحت کردو به خود رسید.大眼綠豆MSN表情图片25اخه قربونت برم اول سلامتیت واسم مهمه大眼綠豆MSN表情图片19

برای محمد

محمدم بهت افتخار میکنم.ماهییی بخدا.خیلی با محبت و مهربونی.هیچی کم نداری تو اخلاق و رفتار

از همه سرتری大眼綠豆MSN表情图片15

درک و فهم بالایی داری .چیزایی که کمتر پسری بهش توجه داره تو واست مهمه

اینا همش یه دنیا واسم ارزش داره.

دوست دارم قد یه دنیا大眼綠豆MSN表情图片15

اخ برم دیگه بچه ها اینجور که از حالو روزم پیداست دارم به مریضیه شریف大眼綠豆MSN表情图片12 سرماخوردگی مبتلا میشم大眼綠豆MSN表情图片24.اهای ویروسه نامرد جا قحطی بود؟؟؟؟؟؟؟大眼綠豆MSN表情图片22

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 20:53 توسط مریم |

سربازی

سلام به همگی呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片80

چطورین؟呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片86نماز روزه هاتون قبول呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片74

واسه ما هم دعا کردیییییییییین؟از همتون ممنونم که تو ختم قرآن باهام شریک شدین

الهی حاجتا همتون بر آورده بشه呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片74

بچه ها یه خبر خووووووووووووووووووووووب呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片89

خبر به این مهمیو یادم رفته بود به شما بگم呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片83

محمدم از سربازی معاف شدههههههه 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片71

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خیالم خیلی راحت شد呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片80

خدا رو  هزار هزار بار شکر呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片74

یه چیزی جالب بگم.یه روز داشتیم با محمد چت میکردیم.بحث رفت سر سربازیش呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片73.من گفتم چه قد سخته بخواد بره 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片70.من تنها میشم خوب اون وقت چیکار کنم؟呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片75 و این حرفا.یهو یه سایت خبری زدم نوشته بود قانون های جدید معافی سربازی تو مجلس قراره تصویب بشه呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片89.وقتی شرایطتشو دیدم .فهمیدم شامل محمد منم میشه呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片80.این قد خدا خدا کردم که تصویبش کنن.اخرشم همین شد.فهمیدم خدا خیلی هوامونو داره.خدا جونم شکرت呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片86

حالا فقط محمد زودی باید بره دنبالش 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片73

اون هفته ایشالا میخوام برم مشهد呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片82.باز داره اول مهر میشه تلویزیونم اون سرودی که من ازش بدم میاد و میذاره呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片84

مدرسه ها وا شدههههههههههههههههههه 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片81اق اق 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片83چیه این جور نگاه میکنین呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片88 من عاشق مدرسه بودم خب呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片75

به سلامتی هفته اول کلاسام پپپپپپپپپپپر呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片77نیستم دیگه呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片89

دوباره من و محمد از اون تصمیم کبری ها گرفتیم درس بخونیم هه هه چرا میخندین呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片87خو چیکار کنیم اون شیطونه همش گولمون میزنه呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片83

پیش پیش عیدتونم مبارکککککک 呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片74呼呼收集的表情雜圖MSN表情图片80

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:7 توسط مریم |

رمضان

ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

گفتگو با خدا

گفتم : خسته ام

گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله - از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)

گفتم : هیچکس نمی دونه تو دلم چی میگذره

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قبله - خدا حائل است بین انسان و قلبش (انفال/24)

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم

گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/16)

گفتم: ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی

گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا - تو چه میدونی شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای منه کوچک خیلی دوره,تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله - کارهائی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس / ۱۰۹)

گفتم: خیلی خونسردی , تو خدائی و صبور, من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک ....یه اشاره کنی تمومه

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا" و هو شر لکم- شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا" چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم- خدا نسبت به همه مردم نسبت به همه مهربونه (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا، مردم به چی دل خوش کردن، باید به فضل و رحمت خدا شاد بود

گفتم: اصلا" بی خیال توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین - خدا اونائی رو که توکل میکنن را دوست داره (آل عمران/159)

گفتم:خیلی چاکریم. ولی اینبار انگار گفتی :

حواست رو خوب جمع کن. یادت باشه که :ومن الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره -بعضی از مردم خدارو فقط به زبون عبادت میکنن.اگه خیری بهشون برسه , امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلائی سرشون بیاد تا امتحان شن, رو گردون میشن

ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

سلام بچه ها

خوش میگذرههههه؟

چه میکنین با اومدن رمضان؟خداییش ۱۶ ساعت غذا نخوردن سخته ها

بچه ها بیاین واسه رسیدن به آرزوهامون.البته اونایی که خدا جونم راضی هستا یه ختم قرآن دسته جمعی بذاریم

هر کدوم دوست دارین بیاین بگین کدوم جزء میخواین بخونین اسمتونو بذارم.هر جزء قرآنو روز خودش بخونین

فقط اگه میشه از اولا بگین که جور بشه

نزدیک افطار واسه ماهم دعا کنین یادتون نره ها

n00019172-b.jpg

شنبه اول  رمضان    جزء اول       خودم   ۱۶ رمضان جزء۱۶     سوگند

یکشنبه ۲  رمضان   جزء ۲           یکتا   ۱۷رمضان جزء۱۷ دو نیمه پیدا شده

دوشنبه ۳  رمضان   جزء۳           مینا      ۱۸رمضان جزء۱۸   تاراج خزان

سه شنبه ۴ رمضان   جزء۴          مریم      ۱۹رمضان  جزء۱۹      مریم

 ۵ رمضان      جزء۵       بهناز و هاشم    ۲۰ رمضان  جزء۲۰       محمد

۶رمضان     جزء۶                   مخمل      ۲۱رمضان  جزء۲۱       خودم

۷رمضان     جزء۷               نوک طلا    ۲۲ رمضان  جزء۲۲   یه دوست

۸رمضان    جزء۸          زینب و محمد     ۲۳ رمضان جزء۲۳        مریم

۹رمضان     جزء۹      خانم و اقای خونه    ۲۴رمضان جزء۲۴       زهره

۱۰رمضان جزء ۱۰  خانوم خونه وسعید     ۲۵رمضان  جزء۲۵      مامان جوجو

۱۱رمضان جزء۱۱             گلی             ۲۶رمضان   جزء۲۶     جیجل

۱۲رمضان جزء۱۲          جوجو             ۲۷رمضان   جزء۲۷     سوگل

۱۳رمضان جزء ۱۳          مهدیه            ۲۸رمضان   جزء۲۸       خانومه

۱۴رمضان  جزء۱۴          مریم              ۲۹رمضان جزء ۲۹ مامان یه دوست

۱۵رمضان    جزء۱۵        گلاره            ۳۰رمضان   جزء۳۰      سیمرغ

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:6 توسط مریم |

سلام به همتون ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

خوبین بچه ها؟

خب خب نزنینننننننننننننننننین راست میگین خیلی دیر آپ میکنمFree Emoticon

ولی چه کنم محمد که نمیاد اپ کنه.منم که دلم میگیره تنها تنها همش مطلب بذارم

تازشم چه مطلبی

چندروز پیش جور کردیم با محمد و چندنفر دیگه رفتیم جشن.به من که خیلی خوش گذشت ولی چه فایده دریغ از یه حرف زدن کوچولوئه منو محمد.نمیشد خو جلو بقیه تا کی میخواد این وضع ادامه پیدا کنه نمیدونم

خداروشکر بیشتر از اونچیزیکه انتظار داشتیم کاره محمد داره میگیره.

بگین ماشالا

خداکنه زودتری شرایطمون جور بشه

نمیدونم محمد چش شده این چندروز.من این تفاوتارو زود میفهمم.دست خودمم نیست نمیتونم ناراحتیمو نشون ندم.محمد من هنوزم دلیل ناراحتیتو نفهمیدم.چند بار پرسیدم ولی متوجه نشدی چیه منظورم.دلم نمیخواد هیچی این روزامونو خراب کنه

دلم نمیخواد مشکلات کوچیک فکرو خیالاتت ازارت بده.نمیخوام نا امید باشی

تو هدفت یادت رفته؟هان؟

باید محکم باشی.من میخوام بهت تکیه کنم اگه تو هم سست باشی چیکار کنم اونوقت؟

میخوام بهم امید بدی.میخوام برام بشی مظهر قدرت.

این آرزوی هر دختریه.

اشتباه نکن ازت خسته نمیشم هیچ وقت.چون دوست دارم حالا هر جور که باشی

محمد چندروزه از بعضی کارام که تو گذشته کردم پشیمونم وحشتناک.تاحالا این حسو نداشتم

به خودم میگم اگه اینجوری نمیکردم بهتر بود شاید کارم از نظر خودم درست بوده ولی از نظر تو خوب نبوده با اینکه هیچی نگفته بودی.بچه ها یهو اشتباه فکر نکین درباره منا.اینارو محمد میفهمه چیه شایدم نه.نمیدونم

هیچ وقت نمیخوام اینجا از ناراحتیامون بنویسم.ولی یه ذره دلم گرفته .تو هم اینقده خسته میشی از کار که وقت زیادی واسه حرف زدن باهات ندارم.بهتم حق میدم .قبلنا همه حرفام واسه تو بود حالا اینجا شده سنگ صبورم هرچند اینجام سخته حرف زدن

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 13:21 توسط مریم |

سلام به همتون دوستای خوبببببببببببببببم

 خوش میگذره؟ عیدتون مبارررررررررررررررررررررررررررررررک

محمدم مبارکت باشه عزیزه دلم چقد امروز نق زدم به جونت گناه تو

وای که چقد هوا گرمهههههه اگه بری بیرون گرمازده میشی

 مسافرتم رفتم شمال خیلیییییییییییییییی خوش گذشت Balloonsجای محمدم یه عالمه خالی بود Free Emoticon

بچه ها تا پامو از شهر بیرون گذاشتم دیگه نتونستم اس ام اس بدم اینقد حرصم در اومده بوداااااااااااااا وقتی برگشتم اس ام اسا وصل شد این چه جورش بود نمیدونم

 باید درس و شروع کنیم اخه ترم تابستونه هم میگیریم نکنه زودتر تموم بشه

 اقا محمد همچنان سالی ماهی یه بار میان اینجا محمد بیا مطلب بذاردیگه

منم الان حرف کم اوردم چی بگم؟ این داستان پایینو بخونین جالبه ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

 ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. به طور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته كه نیكی، ما به ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می كنم» سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند. دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامی كه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق بیمار حركت كرد.لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت. سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید. آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود. زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند: «بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است»

ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:40 توسط مریم |

برگشتیم

سلللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااام

بلاخره این امتحانام تموم شد حالا باید بشینیم دعا کنیم پاس بشیم شمام دعا کنین لطفا

این چه وضعی بود اس ام اسارو قطع کرده بودن اه دیگه داشتم دق میکردم خوووو

نمیتونستم با محمدم بحرفم خبرش نداشتم  اه اه دیگه ازین به بعد هرکار میخوان بکنن فقط اس ام اسا وصل باشه شما پیغام منو برسونین

نمیخوام هنوز نتونستم کادوها محمدمو بهش بدم چرا جور نمیشه خدا

محمد باز سخت چسبیده به کار تازه یه فکرا جدیدم داره خدا کنه بتونه عملیش کنه

دیگههههههههههههه تو این امتحانا ۱ بار دعوا کردیم ولی باقیش همش عشقولی بودیما

بچه ها میشه واسه درمان استرس راه پیشنهاد بدین؟ اخه محمد خیلی استرس داره

نمیدونم چیکارش کنم هرچی بهش میگم تموم این نگرانیا و استرسات بی دلیله گوش نمیده

یعنی دست خودش نیست

خیلی داره اذیت میشه همش تو فکرو خیال میفته درست نمیتونه بخوابه میترسم مریضش کنه

میخوام یه جوری حواسشو پرت کنم ولی میدونم بی فایدست باید از پایه خوب بشه

بچه ها میام به همتون سر میزنم خیلی وقته نیومدم ببخشینI Love You

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:44 توسط مریم |

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه

گفت: من نمي‌فهمم. مادر گفت: تو هیچگاه نخواهی فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که

چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند.

پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه ميکنند.

بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند. او از خدا پرسيد: خدايا،

چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟

خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد. و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.

به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر

به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.

او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد. خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است

که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

روز مادر و به همه مامانای دنیا تبریک میگم

مخصوصا مامان خودم ومحمد

خدا سایشونو بالا سرمون نگه داره

بعدا نوشت:

بچه ها بخدا نگین چه بیمعرفتمنمیتونم واستون نظر بذارم.ثبت نمیشههههههههه

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:25 توسط مریم |